فروردین 92 - دو راهی بین الحرمین
سفارش تبلیغ
صبا

نماز آیات علی  

التماست می کنم یک دم جوابم رو بده
زندگی بر من حرام شد آن نگاهت را بده
ماه من بی شک خسوف چهره ات دارد نماز
بس که این قامت کمانی گشت رکوعش شد تمام
لرزه بر زانو نهاده بستر خونین تو
سجده کم داشتم که رفتم همره تکبیر تو
تو فدایی گشته ای تا من امیر المؤمنین مانم ولی ...
حیف زهرا بی تو بی یار است ولی مسلمین



برچسب‌ها: نماز آیاتخسوفزهراامیر المؤمنینرکوعسجدهنمازتکبیر
توسط: محب الحسین| پنج شنبه 92/1/22 | 7:24 عصر | + | موضوع: | نظر

من دختر آن مادرم که روی نیلی می رود  

فصل یتیمی میرسد، مادر ز دنیا می رود

بابا برای رفتنش، تابوت بر پا می کند

مادر وصیت کرده که، در شب به خاکش بسپریم

من هم شنیدم گفته بود، مخفی بماند قبر او

مادر صدایم کرده بود، یک شب به پیشش خوانده بود

آرام با دست کبود، یک یک کفن ها داده بود

گفت دختر دردانه ام، طفل صغیر خانه ام

این پارچه از آن من است، آن شب به بابایت بده

روز ها که از پی می روند، زینب بزرگتر می شود

بابا کنار زینب است، اما خزانش می رسد

این پارچه از بهر پدر، آن را به داداشت بده

شب ها گذشت و می گذرد، شعله به قلبت می زند

در تشت پاره پاره می بینی، جگر ها می رود

این پارچه از بهر حسن، آن را به غمخوارت بده

دیدم کفن ها شد تمام، اما حسینش را نداد

گفتم که مادر جان کفن ها کم نبود؟؟

دیدم دو چشمش خیس شده، بغضش فزون از پیش شده

پیراهنی در دست گرفت و، وا حسینم وا حسینم گریه کرد

گفت بی کفن ماند تن شاه شهیدان، در میان کربلا

این پیراهن بهر حسین، آن را بده بر تن کند

زینب وصیت می کنم، یادت بماند در حرم

قبل از وداع آخرش، بوسه گلویش را بزن

یعنی که مادر، هم پدر هم مجتبایم می روند

تنها پناه من حسین، او هم که آخر می رود

مادر آرام گفته بود، که در اسارت می روم

فصل یتیمی بی پناهی، فصل اسارت می شود

دشمن ز جور و کین، به من با تازیانه می زند

بهتر که روی نیلی هم، آخر نصیبم می شود

من دختر آن مادرم که روی نیلی می رود



برچسب‌ها: کفنبی کفنکربلاشاه شهیداناسارتسیلیروی نیلیمادرتابوت
توسط: محب الحسین| سه شنبه 92/1/20 | 12:6 عصر | + | موضوع: | نظر

بچه ها حلالم کنید!  

سه ماه مادر شما، تو خونه بی قراره

خوشی و خنده ی بابا رو، گرفته غصه داره

حقتان بوده که دستی، بکشم بر سر و روتان

گرچه دیگر می توانید، بزنم شانه به موتان

حقتان بوده که نانی، بپزم گشنه نمانید

دست من شکسته اما، جارو هم مانده کناری

مادر خمیده بهتر، از قفس پریده باشه

مادری که دست نداره، از خجالت کم میاره

دخترم مادر پیرت رو، حلال می کنی یا نه؟

می دونم که کم گذاشتم، برات از داشتن مادر

می دونم سنگینی کردم، روی دوشت پسرم

جون مرتضی حلال کن، که نمونه گردنم

پسر شهید من وای، کفنی برات نذاشتم

بس که گرگا بی شمارند، پیراهن براتو بافتم

وعده ی دیدار باشد، نینوا در بین گودال

بوی سیب و یاس سوخته  چادر خاکی به خوناب



برچسب‌ها: مادرحلالشعرفاطمیهپسر شهیدچادر خاکی
توسط: محب الحسین| سه شنبه 92/1/20 | 12:3 عصر | + | موضوع: | نظر

معجرت را ز سرت گر بگشایی بد نیست!  


مادرم خنده به لبهات چقدر می آید
وقت سرفه جان حیدر به لبش می آید

معجرت را ز سرت گر بگشایی بد نیست
روی نیلی به کنار موی سرت تب دارد

مجتبی از کوچه ها ترس فراوان دارد
اشک غربت ز دو چشمان پدر می بارد

زیر لب برای محسن لایی لایی خواندی
چشم تارت بگشا حیدر تو شرم دارد

در نماز بودی ندیدم که تو قامت بندی
در قنوت دست شکسته بهر کی جان دارد

بهر همسایه دعا خواندی ولی همسایه
از نبود تو سخن ها به میان می آرد



برچسب‌ها: شعر فاطمیهمعجرنیلیهمسایه
توسط: محب الحسین| یکشنبه 92/1/18 | 12:0 عصر | + | موضوع: | نظر

هفت سین فاطمیه  

سفره ی هفت سین زهرا کامل است


سین اول سرقت باغ فدک
سین دوم سیلی از روی حسد
سین سوم سوختن درب حرم
سین چهارم سوزش ضرب لگد
سین پنجم سینه و مسمار در
سین ششم ساختن تابوت مرگ
سین هفتم شد سفر در شام غم

این سه ماه آخر عمر من است
سین مرگ من سلام بی جواب حیدر است

حیدر کرار من گشته سلامش بی جواب
حرمت مولای من هر دم شکسته در میان کوچه ها


سیلی زهرا میان کوچه ها بادا فدای غربتت
بی جوابی سلام تو شکسته قامتم


من به حال تو دو چشمم خون شده
کاسه ی صبرم علی جان پر شده

یا امیرالمؤمنین اذن جهادم می دهی؟
خنده ی سرد عدو مولا به تو افزون شده

از برای معجرم مولا تو دلواپس مشو
گوش به زنگ اذن تو بهر جهاد آماده ام...

 

شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمة الزهرا (س) بر تمامی شیعیان علی الخصوص امام زمان ارواحنا فداه تسلیت باد!

 

اللهم عجل لولیک الفرج



برچسب‌ها: هفت سینفاطمیهحیدرسلام بی جواب
توسط: محب الحسین| یکشنبه 92/1/4 | 11:47 عصر | + | موضوع: | نظر