بیا و زنده کن روح نمازم! - دو راهی بین الحرمین
سفارش تبلیغ
صبا

بیا و زنده کن روح نمازم!  

تبت دارد وجودم با شراره
نفس باشد بسم از داغ لاله
به دنبالت آقا گشتم شبانه
خرابه تا به شام و کوفه ندبه
دعاهای شب وصل و ختامم
چراغ غیرت و شعر تمامم
ز داغ یاس حیدر قطره آبم
ز داغ یاس بی دست جان فشانم
تمامم بی تو من غربت نشینم
بسوزم من ز فرزند غریبت
چقدر غیبت بود بر تک سوارت
چقدر غربت غریبی بر امامم
حسین جان مهدیت تنها و خسته است
ز امت همچو حیدر دل شکسته است
حسین جان مهدیت بی کس غریب است
ز یاران چون حسن دل سرد سرد است
حسین جان مهدیت تنها امیر است
ز رقه چون تو دل خون و غمین است
حسین جان مهدیت با غم رفیق است
ز مردم چون علی ات هم اسیر است
حسین جان مهدیت پایان دریاست
ز دشمن چون امامان سیل غم هاست
حسین جان مهدیت جان جهان است
ز عصیان من کوردل نهان است
خدایا یا تو بینایم بگردان
و یا از این جهان دورم بفرما
چقدر باشم بگیرم من ز عشاق
امام و سرورو جان و مدد کار
چقدر بر غربتش هر شب بیفزایم خدایم
چقدر با این گناهان غصه سازم از برایش
برایش بس بود یاد در و میخ
زیاد است از برایش یاد سیلی
گران است تا به یاد راس و نیزه
دو دست و چشم و فرق و کعب نیزه
بس است یاد اسارت در خرابه
بس است یاد رقیه جان خسته
بس است یاد تمام نا مردان
که در عالم همیشه کربلا ساخت
بس است یاد تمام ظلم و عصیان
بس است یاد همان قاری نیزه
بس است داغ هزاران اکبرو یاس
بس است یاد علی اصغر و آب
چرا من باز به این غصه بیفزایم خدایم
خلاصم کن که جانش را نکاهم
امامم ای امید چشم زهرا
خودم دانم که با عصیان چه آوردم به حالت
بگویم جمله ی آخر برایت تا نمردم
که مهدی جان حلالم کن حلالم!
امیر من به دل یاد تو دارم
ولی اصلا ندانم چرا از تو جدایم؟
قسم خوردم که یادت را دوباره زنده سازم
ولی آقا نتونستم بسازم
دگر تنها رخی شرمنده دارم
و یک بغضی به دل نشکفته دارم
و یک قلبی که دوستت دارد آقا
فقط من جز گناه اعمال ندارم
بیا و رهبری کن از برایم
بیا و زنده کن روح نمازم
چقدر شبها بدون رهنما چشمم ببندم
چقدر راحت بمانم در بلادم
در آن لحظه که دور از من مسلمانی ز درد تشنگی یا تیر و عصیان
به هنگام شب سرد به جای چشم دفتر عمرش ببندد!


دگر تنها رخی شرمنده دارم                                        و یک بغضی به دل نشکفته دارم
اللهم عجل لولیک الفرج


توسط: محب الحسین| سه شنبه 90/11/4 | 1:6 صبح | + | موضوع: | نظر