ولی قلب حسین هم آرزو داشت.... - دو راهی بین الحرمین
سفارش تبلیغ
صبا

ولی قلب حسین هم آرزو داشت....  

نوشتم نامه ای بر قلب زارم
ز منطق آمده از تو سوالم
چرا با این همه قلب خریدار
و دستانی که شد سویت هویدا
شده ویرانه ای کاشانه ی تو
نشستم در عجب از حیرت تو
تقاضا کرده بود قلبی که باشی
برای زندگانی یا معاشی
چرا دست ردت خوردش به سینه
گمانم عقل تو به کل پریده
دو دستانی که سوی تو دراز شد
برایت آسمانها آرزو داشت
چرا رد کرده ای ای دل دو دستش
مگر جز آسمانها آرزو ماند
ز حیرت نامه ام پایان ندارد
امید وارم جواب باشد برایم...
زقلبم نامه ای دیگر نوشتم
ز عشق و غصه و دوری نوشتم
نوشتم... عقل، احساسی نداری
شنیدم اشک و آهی هم نداری
ندیدی گریه های خواهرش را؟
شنیدی غصه های دخترش را؟
نمی دانی دو دست بی علم را
چه کس در بین میدان آرزو داشت؟
ندیدی تشنه در صحرای غربت
علی را در قنوتش دست خون داد؟
ندیدی یا نمی دانی مهم نیست
ولی قلب حسین هم آرزو داشت....

دو دستانی که به سوی من دراز شد .... دو دست ساقی عشق و ادب بود
یه قلب تنها برایم بی قرار است .... و آن قلب رحیم صاحب عصر و زمان است

 

فرا رسیدن ایام جانکاه محرم تسلیت...................


توسط: محب الحسین| سه شنبه 92/8/14 | 3:11 عصر | + | موضوع: | نظر