شعر فاطمیه - دو راهی بین الحرمین
سفارش تبلیغ
صبا

معجرت را ز سرت گر بگشایی بد نیست!  


مادرم خنده به لبهات چقدر می آید
وقت سرفه جان حیدر به لبش می آید

معجرت را ز سرت گر بگشایی بد نیست
روی نیلی به کنار موی سرت تب دارد

مجتبی از کوچه ها ترس فراوان دارد
اشک غربت ز دو چشمان پدر می بارد

زیر لب برای محسن لایی لایی خواندی
چشم تارت بگشا حیدر تو شرم دارد

در نماز بودی ندیدم که تو قامت بندی
در قنوت دست شکسته بهر کی جان دارد

بهر همسایه دعا خواندی ولی همسایه
از نبود تو سخن ها به میان می آرد



برچسب‌ها: شعر فاطمیهمعجرنیلیهمسایه
توسط: محب الحسین| یکشنبه 92/1/18 | 12:0 عصر | + | موضوع: | نظر